Saturday, March 25, 2006

علی اصغر بهروزيان
زنان ايران پرچمداران آزادی
مقدمه

در مرور تاريخ به حوادثی برمی خوری که زندگی يک جامعه، چند نسل و گاه تمامی جهان را دگرگون کرده اند. با انسانهايی مواجه می شوی که با استواری، مفاومت و دلاوری هاشان مسير تاريخ را دگرگون کرده اند. اما هميشه و همه جا از مردان یه عنوان بازيگران اصلی اين رويدادها و يا قهرمانان دگرگون کننده تاريخ ياد شده است. شگفت اينجاست که اگر جايی در موارد نادر – شايد از سر جبر- نام زنی نيز برده شده، آن زن همسر، مادر يا خواهر "مرد" قهرمان اصلی حادثه های تاريخی بوده است نه بازيگر اصلی و قهرمان دگرگون کننده تاريخ!!
به باور من تاريخ نگاران – لابد برای پنهان شدن در پس شرم هميشگی خود- جمله ای نيز ساختند: "در پس هر مرد تاريخساز يک زن وجود دارد"-(نقل به مضمون).
خوانده ايم که در دورترين دوردست های تاريخ که اوضاع به اينگونه نبوده، جوامعی نيز بوده اند که زنان در آن نقش رهبری داشته اند، اما هرگز در مورد چگونگی آن جوامع سخنی در ميان نيست. گويی دستی پنهان حقيقت نقش و تاثير زن در جوامع بشری به تاريکترين پسنو های تاريخ رانده است. هيچکس نمی داند و شايد نمی خواهد بداند که آن جوامع چگونه بوده اند و زنان سازنده آن جوامع که بوده اند. راستی چرا؟

از کجای تاريخ تعادل به نفع مردان تغيير کرد؟ چگونه و چرا زنان در يک گذار مزورانه به شهروندان درجه دوم جوامع بشری تبديل گرديدند؟
امروزه در جوامع متمدن به همت زنانی آزاده بسياری بر آنند تا پاسخی برای اين پرسش ها بيابند.
وضع زنان در جوامع شرقی اما بسيار تاسف بارتر است. مذاهب ارتجاعی با رواج دادن فرهنگ خرافه زنان را به شيوه ای همه جانبه سرکوب نموده اند، بدانگونه که زن که در محاصره همه سويه پلشتی های جامعه مرد سالار قرار داشت به سادگی به اسارت پديده "ستم مضاعف" درآمد. ديده هولناکی که بررسی، شناخت و مبارزه با آن در ارتباط مستقيم با دگرگونی فرهنگی جامعه است.
رشد تکنولوژی و نياز به نيروی کار اندک تغييری در وضعيت زن ستمديده جهان سومی به وجود آورد، اما ساختار بنيادين رابطه جامعه با زن دست نخورده ماند، چراکه هر گونه تغيير درجامعه جهان سومی جز با رنسانسی همه جانبه امکان پذير نخواهد بود.

***

در ايران با انقلاب مشروطه و تحولات بعد از آن زنان بخشی از جامعه اندکی توان اظهار وجود يافتند. اما قشريونی که ارتجاعی ترين ديدگاه مذهبی را نمايندگی می کردند يکباره تمامی قدرت خود را با حضور زنان در خطر ديدند و با دست يازيدن به رزيلانه ترين ترفندها پيکان حمله را به سوی زنان نشانه رفتند. امروز کمترکسی از مخالفت های آشکار خمينی دجال ضد بشر با حق فرماليستی رای دادن زنان بی خبر است.

جمهوری جهل و جنايت در اريکه قدرت با سوء استفاده از باورهای مذهبی چنان ستمی بر زنان ايران روا داشته است که ترميم آن جز با حضور عنصر زن انقلابی امکان پذير نخواهد بود.


دستگاه سرکوب و پروپاگاندای اطلاعاتی- تروريستی رژيم ضد بشری حاکم بر ايران که حاکميت ننگين خود را با وجود زنان در تعارض می بيند سالهاست که آنها را دربند کشيده است و هولناکترين سرکوب ها را بر آنان اعمال می کند. از همان فردای به قدرت رسيدن، آخوندهای مرتجع و دين فروش اوباش مسخ شده خود را با «شعار يا روسری يا توسری» روانه رويارويی با زنان ايران کردند. و امروز با اعمال انواع قوانين زن ستيزانه به سرکوب و تحقير آنان مشغولند. آمار نشان از فاجعه دارد. فاجعه ای که قربانيانش زنان اند. زنانی که خواهران، مادران، دختران، همسران و فراتر از همه همرزمان ما مردان اند.

آيا شرايط دهشتناک حاکم بر زنان ايران هنوز ما را به اين ضرورت نرسانده است که با افتخار و سربلندی – در عمل و نه به حرف و شعار-فرياد بر آوريم که در پس هر زن انقلابی يک مرد عاری از حب و بغض های تبعيض آميز و وارسته از ديدگاه های بغايت ارتجاعی جنسيتی وجود دارد؟

حضور زن انقلابی مجاهد خلق در پروسه مبارزه سهمگين و بی امان خود در بيست و هفت سال گذشته به چنان جايگاه رفيعی دست يافته است که بی شک آغازگر رنسانسی است که می رود ريش و ريشه مرتجعين دين فروش و تمامی حاميان چرکين دل باورهای زن ستيز را برای هميشه بسوزاند و خاکستر کند.

اينجاست که فرهنگ و باورهای انقلابی مجاهدين به همت رهبری هوشيار خود صفحه ای نوين در تاريخ مبارزات قهرمانانه زنان ايران و لاجرم زنان تمامی کشورهای منطقه می گشايد. صفحه ای زرين که تک تک واژه های آن با خون پاکترين و فدارکارترين زنان مجاهد خلق حک شده اند. زنانی که هست و هستی خود را در طبق اخلاص گذاشته اد تا رنسانسی ديگر در جوامع مردم و زنان ستمديده اين سوی اقيانوس ها رقم زنند.
زنانی که با شيردلی و اعتماد به نفسی به راستی تحسين انگيز مدارج مبارزه انقلابی را طی نمودند و به جايگاه راستين خود يعنی رهبری مبارزه ای سهمگين با دژخيمان حاکم بر ايران رسيده اند.

زنانی که بر خلاف عرف و سنت های ارتجاعی حاکم بر جامعه ای مردسالار زنجيرهای تبعيض گسستند و رها چونان کبوتران سبکبال در آسمان غمزده ايران به پرواز در آمدند و به جاودانه فروغهای آزادی پيوستند.

زنانی همچون خواهر مجاهدم سهيلا جعفری، مهری موسوی و گل هميشه بهار انقلاب مريم ندا حسنی و هزاران جاودانه فروغ که جانهای پاکشان را فديه رهايی مردم ايران نمودند. مجاهد شهيد سهيلا جعفری يکی از برجسته ترين دانشجويانی بود که درس و برخورداری از رفاه زندگی را رها کرد تا در صفوف قهرمانان ارتش آزاديبخش ملی ايران لباس رزم بر تن کند و به مصاف دشمن بشر درآيد. وی در نامه ای به رهبری انقلاب نوين مردم ايران نوشت: "...من در جريان انقلاب ايدئولوژيک، به حقانيت شما و راه و هدف شما پی برده ام و حاضرم تا آخرين قطره خونم، در راه آرمان والای شما که جامعه بی طبقه توحيدی است بجنگم. از شما درخواست می کنم که مرا به منطقه اعزام کنيد تا شايد بتوانم دين خود را به خدا و خلق ادا کنم ..." وی پس از آمدن به منطقه نوشت: "ايمان و اعتقاد دارم که بدون يک ايدئولوژی و رهبری ذيصلاح که همانا تبلور اين ايدئولوژی (اسلام راستين) را در مسعود و مريم می بينم، زندگی برايم متصور نيست...". مجاهد شهيد مهری موسوی که کار پردرآمد در ايالات متحده رها کرد و در مقام عضو شورای رهبری در بمبارانهای جنگ اخير به شهادت رسيد. و ندا که شعله فروزان وجودش تا جاودان هستی بر نوک پيکان رزم و فدا گرمی بخش دلهای عاشق آزادگان خواهد بود. و هزاران هزار زن قهرمان ديگر که چه در جبهه نبرد با دشمن و چه در اسارت دژخيم خونخوار در سياهچالهای مخوف ولايت فقيه به رزمی بی امان بر سر آرمان خويش ماندند و ننگ تسليم نپذيرفتند.

هر آنکس که اندکی شهامت و شرافت در اوست بدون شک بر اين حقيقت شهادت می دهد که آنان سمبل وراهگشای مبارزه ای هستند که زنان ايران را لاجرم به رهايی رهنمون خواهد شد.

اينک تبلور و آيينه مبارزات قهرمانانه زنان مجاهد در دژ شرف و سربلندی ايران و ايرانی نمايان است. زنانی که با قامتی سرو گونه در برابر مهيب ترين بلايای تاريخ مبارزات ايرانزمين ايستادند و به گفته مجاهد قهرمان مژگان پارسايی: "کوه ها جنبيدند و اشرف از جا نجنبيد".
اشرف که خود نام متبرک اشرف زنان مجاهد بود اينک نقطه اميد و آرزوهای خلقی ستمديده و در زنجير شده است. دژی که سربلندی و غرور نسل های آينده ايران را در خود دارد.

زنان و مردان قهرمان اين نقطه اميد با رهبری پاکبازشان مهرتابان ايران مريم رهايی و شير هميشه بيدار ايران می رود تا با گامهای استوار و خشمی شرربار رهايی زنان و مردان ايران تضمين کند. بدون شک تمامی زنان ستمديده ميهنمان در روز موعود دست در دست قهرمانان شهر شرف –اشرف هميشه پايدار- زنجيرهای تبعيض وامیگشايند و در رزمی شور انگيز و غرور آفرين کبوتران سپيدبال آزادی را در آسمان ايران زمين به پروازخواهند آورد .

0 Comments:

Post a Comment

<< Home