Friday, March 24, 2006

به نقل از: روزنامه مجاهد شماره ۷۹ جمعه، ۱۹ اسفند، ۱۳۸۴

با فرياد های آزادی آزادی، و آتش عشق ريشه اهريمنان بسوزانيم.



علی اصغر بهروزيان



ديرباز، "... آتش در نظر ايرانيان مظهر روشنی، پاکی، طراوت، سازندگی، زندگی، سلامت و تندرستی و در نهايت مظهر خداوند بوده است. بيماريها، زشتی ها، بديها، و همه آفات و بلايا در عرصه تاريکی و ظلمت ماوا و جا دارند. به همين جهت است که اهريمن مظهر تاريکی و ظلمت- و يا تيرگی و تاريکی مظهر و جلوه گاه اهريمن است. به اعتقاد ايرانيان هرگاه آتش افروخته می شود، بيماری، فقر، بدبختی، ناکامی و همه بدی ها و زشتی ها محو و ناپديد می شموند. چون از آثار وجودی ظلمت و اهريمن هستند. پس افروختن آتش و کنايتا راه يافتن روشنی معرفت در دل و روح است که آثار اهريمنی و نحوست و نامبارکی را از ميان برمی داردبه همين جهت جشن سوری پايان سال را به شب آخرين چهارشنبه سال منتقل کردند تا در طليعه سال نو، خوش و خرم و شادکام گردند...- گاه شماری و جشنهای ايران باستان- دکتر هاشم رضی"

در چگونگی جشن چهارشنبه سوری سخن بسيار است. اما هر چه هست بيانگر اين حقيقت است که نياکان ما به درستی با افروختن آتش و رعايت تمامی سنت های باستانی مربوط به اين جشن، همانگونه که در مهرگان و نوروز نيز ديده می شود، اين جشن ها را در برابر طوفانهای خانمان برانداز تهاجمات و تعرض های بيگانگان تا به امروز حفظ کرده اند. آنان در برابر تمامی تهديدات و بلايا و حتی با فديه کردن جان اين نشانه های فرهنگ ملی ايران زمين را پاس داشته اند و با برپا کردن آتش به دشمن ضد ايرانی بگويند که نحسی و پلشتی وجود ننگين تو را در آتش می افکنيم تا دلهای مردممان از تمامی بدی ها يی که بر آنان روا داشته ايد جلا بيند.


و جز از اهريمن کيست که تباهی مرا خواهان است،
چون آنانِ اهريمنی که پرچمدار زشتی‌اند.
به بدخواهی مردمان برآيند و مرا نيز بيازارند.
پس به سوی خورشيد،‌ خود را همی خوانم تا آنی را که راستی و روشنايی‌اش ماناست از پی رسيده باشد………….
(يسنا، هات- ترانه های زرتشت)


خورشيد اين گلوله آتشين، پاک کننده و شوياننده اهريمن صفتان است. از اين رو نزد ايرانيان باستان درخور ستايش.
امروز که اهريمن صفتانی از تبار خمينی، نکبت، فقر بدبختی، فساد و پلشتی که جان مايه پليدشان است را در سرزمين مان گسترانده اند بايد که در هر کوی برزن آتش افروخت. آتشی سوزان و تابنده که اهريمنان را از آتش گريز بسيار است. همين است که از چندی پيش به دنبال فراخوان رزمنده شيران ايران برای برگذاری هر چه پر شورتر و گدازان تر مراسم باستانی چهارشنبه سوری، رژيم پلشت و خونخواره حاکم بر سرزمين پاکان تمامی نيروهای سرکوبگرش را بسيج کرده است تا در برابر جوانان پرشرر که شور وشادی را خواهانند برآيند.

پيام زرتشت پيامبر از ماورای زمان با پيام همه نيک نهادان و آزادگان در هم می شود، انگار او نيز ماهيت منحوس اين پليدان را لمس کرده است. پس اينچنين به نفرينشان می پردازد:

ما را خشنود نمی‌سازد آن فرومايه‌ای که سرمارسانِ زمستان‌هاست،
او را به فرود آمدن در شتابيم.
همه چيزی از او بريده باد که خود فزاينده‌ی زشتی‌هاست و پلشتی‌هاست.
اين چنين که هر نهادی بر حضورشان دربسته می‌آيد،
آنان که نه پنهانی، حتی به آشکارا دروغ‌زنِ بی‌شرمند،
آنان که در آزمونِ ماندن و رفتن همواره در هراسند،
آنان از زبان و کردارشان امان نخواهند يافت.


و اينجاست که دست ياری دراز می کند، به دنبال ياران خود می گردد و از آزادگان ايران می خواهد تا به نبردی بی امان با اهريمنان دروغ زن بی شرم در آيند.:


کيست آن ستاره‌ی همه سوی؟
کيست آن بزرگِ بالا دلی که جز به رهايی انسان،
به خويشتنش هم نمی‌انديشد.

راستی در اين دنيای واژگونه کيست آن بزرگ بالا دلی که جز به رهايی انسان نمی انديشد. و خويشتن خويش را فديه آزادی مردمانش می کند. اگر پرده چرکين تبليغات دروغين دژخيمان اهريمن صفت را کنار بزنيم کدامين نيک سيرت در برابرمان نمايان می شود؟ چه کسانی در آين بيست و هفت سال پر التهاب و خون آلود در برابر ناملايمات ايستادند و جز به رهايی انسان به خويشتن شان نيانديشيدند؟

چه جنايت ها که دژخيم ضد بشر بر مردم ما روا نداشت. گام اول را خود اهريمن ( خمينی دجال وضد بشر) برداشت آنجا که ماهيت پليد خود را در بهاران نو رسيده آزادی گريز پای پس از انقلاب بهمن بر ملا کرد. او که با دروغ و خدعه به فريب مردمان برخواست و تخم مرگ بر فلات به خون نشسته ايران پاشيد و در نابودی پاکی و نيکی از هيچ فرومايگی دريغش نبود.


چه روزهای شب گونه ای که بر ميهنمان گذشت و چه رودها که از خون پاک ترين فرزندان ايران زمين جاری شد. ولی اينک وقت بر خواستن است.


زرتشت پيامبر نيکی ها عاقبت اهريمنان را اينگونه تصوير کرده است:

آدميان نيستند، آنان به کردار کج از نيکی تازيانه می‌سازند. آنان داوران دروغ و دورنگی‌اند با اين همه پايان کارشان را خواهيم ديد که چه پريشان و پتياره گم می‌شوند


وقت گر گرفتن و بر ريش و ريشه آخوندهای اهريمن صفت آتش کشيدن. اينک بر شما جوانان شير دل ايرانزمين است به پاسخ اين فراخوان برخاستن:



...جوانان دلير ميهن, دانش آموزان، دانشجويان، كارگران محروم و زحمتكش, بپا خيزيد و جشن بزرگ چهارشنبه سوري را به كارزار بزرگ اعتراضي عليه ديكتاتوري آخوندي تبديل كنيد!بپا خيزيد و فرياد در گلو خفتة مردم و تاريخ ايران عليه ضحاكان زمان را هر چه رساتر به گوش جهانيان برسانيد ! بپا خيزيد و در آستانه چهارشنبة آتشين , كابوسِ خونْ سرشته ي دژخيمان و آدمخواران را به آتش بكشيد و ريش و ريشه آنرا بسوزانيد !ايرانيان در چهارشنبه سوري « زردي » و زنگار را به آتش ميكشند و با « سرخي » و سرشاري به استقبال نوروز ميروند. اين چنين,برقفس استبداد شعله مي افتد و صبح آزادي برشام تاريك ارتجاع غلبه ميكند...( از فراخوان سازمان مجاهدين خلق ايران به مناسبت چهارشنبه سوری )

چرا که:

ای کسانی که همه همگامِ اين راستی بی‌کرانه‌اي!
برخيزيد تا ستوده شويد، مردمان شما را به ياری خوانده‌اند.
اويی که يک جمله به پا برانگيزاند،
همگام جنبش جهان است، اوست که گشايش و راستی را بر می‌افزايد،
او منجی منش‌های مهربانان است،

تاريخ ايران زمين اين رسالت را، اکنون بر دوش شمايان نهاده است. شما جوانان برومندی که آزادی را تشنه ايد.

ياران شما، اشرفيان از جان گذشته و قهرمان در دژ شرف و پايداری، قيام قهرمانانه شمايان را در انتظارند. آنان آماده اند تا در نبردی بی امان دژخيمان ضد بشری را برای هميشه به جهنمی که جايگاه راستينشان است روانه کنند.

... در هركجا كه هستيد , چهارشنبه سوري را با شعار ”فرياد هر ايراني ، آزادي، آزادي” و «حكومت آخوندي, سرنگون , سرنگون » به يك اعتراض ملي عليه ديكتاتوري سياه آخوندي تبديل كنيد.امروز, روز شما و زمان تهاجم بزرگ خلق ستم ديده است .موكب ارتش بهاران و آزادي ملت ايران در راه است.
سلام بر خلق - سلام بر آزادي درود بر رجوي... از فراخوان سازمان مجاهدين خلق ايران

* تمامی شعر ها از ترانه های زرتشت- يسنا، هات

0 Comments:

Post a Comment

<< Home